عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1013
زبدة التواريخ ( فارسى )
عجم ، اشراف طوايف از سادات و علما و مشايخ و قضات و ائمّه و مفتيان و صواحب و صدور و اعيان در آن مقام جمع بودند . و از جانب اندخود ، مرتضى اعظم سيّد بركه به اردوى همايون آمدند ، حضرت صاحب قرانى « [ 1 ] » چون از قضاياى ملك فراغى شدى و امراى نامدار و وزراى كامكار از عرض مهمّات و ضبط مهام و نسق امور ملكى باز پرداختندى آخر روز فضلاى اشراف و علماى اطراف در حضرت همايون جمع شدندى و به مباحثات شريف و القاى مسائل شرعيّه و بحث در لطايف علوم و فحصى از [ 235 - آ ] حقايق اشياء مجلس آراستندى و حريفان بزم روحانى را بر خوان حقايق غذاى معارف دادندى و اشربهء دقايق علوم نوشانيدندى « [ 2 ] » آرى : و للّه منّي جانب لا أضيعه * و للملك منّي و السّياسة جانب « 1 » بيت زمانى نرد و شطرنج و حكايت * كه باشد شخص را دفع ملالى زمانى بحث علم و درس تكرار * كه باشد نفس انسان « [ 3 ] » را كمالى خدايست آنكه ذات بىنظيرش * نگردد هرگز از حالى به حالى ذكر آوردن پسر سلطان احمد پيش حضرت صاحبقران « [ 4 ] » جهانستان « [ 5 ] » در اين ايّام كه حضرت صاحب قرانى در قشلاق قراباغ بود از طرف بغداد نور الورد پسر سلطان احمد بن سلطان اويس را در قيد اسر و غلّ ذلّ « [ 6 ] » به حضرت آوردند و سر برهنه و پاى بسته به درگاه جهانپناه حاضر گردانيدند . مراحم پادشاهانه شامل حال او شد ، امر فرمود تا زاولانه از پاى آن پادشاهزاده « [ 7 ] » برداشتند و عمامهاش بر سر نهادند « [ 8 ] » و بعد از چندروز ديگر مرحمت فرموده به خلعت و نواختش مخصوص گردانيد . عالميان بعد از تقديم مراسم دعا به زبان مدح و ثنا مىگفتند و به يكديگر مىشنوانيدند « [ 9 ] » :
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : از « و از جانب اندخود . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : برسانيدندى . ( [ 3 ] ) - ت : ايشان . ( [ 4 ] ) - ت : صاحب قرانى . ( [ 5 ] ) - ت : « جهانستانى » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : غلّ و ذلّ . ( [ 7 ] ) - ت : او . ( [ 8 ] ) - ت : نهاد . ( [ 9 ] ) - ت : « و به يكديگر مىشنوانيدند » ندارد . ( 1 ) ترجمهء اين بيت قبلا آمده است .